سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

14

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

عرض رسانيد : يا رسول الله ! دوست نمىدارم به سويى روى آورى مگر اينكه من افتخار همراهى با شما را داشته باشم . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در پاسخ فرمود : « ا و ما ترضى ان تكون منّى بمنزلة هارون من موسى غير أنّه لا نبىّ بعده » . [ همان كتاب 1 / 184 ] به سند خود ، از « عبد الله » از « سعد » روايت كرده است ، هنگاميكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عازم جنگ تبوك بود ، على عليه السّلام را به جانشينى خود در مدينه تعيين نمود ، در اين هنگام حضرت على عليه السّلام به عرض رسانيد : مرا از شركت در جنگ تبوك محروم مىفرمائيد و به جانشينى خويش در مدينه برمىگزينيد ؟ ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : « اما ترضى ان تكون بمنزلة هارون من موسى الَّا أنّه لا نبىّ بعدى » . مؤلف گويد : حديث مزبور را « ابن سعد » در [ طبقات 3 / قسم 1 / 15 ] و « نسائى » هم در [ خصائص ص 17 ] به دو طريق روايت كرده‌اند . [ همان كتاب 1 / 230 ] به سند خود ، از « عمرو بن ميمون » روايت كرده كه گفت : در كنار « ابن عباس » نشسته بودم ، زمانى نگذشت كه نه تن از افراد در برابر « ابن عباس » قرار گرفتند و گفتند : يا برخيز و با ما به جاى خلوتى بيا و يا كسانى را كه در كنارت نشسته‌اند ، از خود دور كن تا اينجا خلوت شود و ما آنچه را در دل داريم با تو در ميان گذاريم . « ابن عباس » گفت : نخستين پيشنهاد شما را مىپذيريم و با شما همراه مىشوم - گفتنى است در آن روز كه اين پيشنهاد به « ابن عباس » شد ، « ابن عباس » نابينا نشده بود - پيشنهاد كنندگان باتفاق « ابن عباس » در محلى دور از ما قرار گرفتند و مطالبى ردّ و بدل شد كه ما از چگونگى آنها آگاه نشديم . طولى نكشيد « ابن عباس » برگشت در حالى كه از كثرت اندوهناكى لباسهايش روى زمين كشيده مىشد و مىگفت : بدا به حال اين مردم ! از مردى بدگوئى مىكنند كه داراى ده گونه ويژگى است . « عمرو بن ميمون » حديث را ادامه داده ( تا آنجا كه گفته ) پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله باتفاق مردم ، عازم جنگ تبوك شد ، حضرت على عليه السّلام به عرض